نشریه الکترونیکی گویش مکانی است برای تبادل اطلاعات در مورد مسائل دانشجوئی . فرهنگی . صنفی و آموزشی دانشگاههای قم بالاخص دانشگاه دولتی قم . لذا از همه بازدیدکنندگان محترم دعوت می گردد تا در موضوعات مختلف به طرح نظرهای خود بپردازند . ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- انتقال اطلاعات با ذکر منبع و ماخذ بلامانع است
سالها بود که صدای مادر بزرگم در گوشم بود که میگفت خدا لعنتت کند و هر روز او را می دیدم که نگاه به عکس عمویم میکند و آنرا می بوسد و اشک در چشمانش حلقه می زند شاید این اشکها گدازه هائی اند از آتش درونش نمیدانستم چرا گریه میکند در دلم می گفتم آخر مگر چقدر می شود کسی پسرش را دوست داسته باشد بعضی وقتها هم به نحوه گریه کردنش خنده ام میگرفت اما امروز که سالها از آن روزها گذشته است می بینم که انگار آرزوی آن پیرزن برآورده شده است انگار که هر لحضه صدای آن پیرزن در گوشم می پیچد دوست دارم که داد بزنم و بگویم صدام را کشتند اما افسوس ... افسوس که مادر بزرگ پیر قصه ما سالهاست که در کنار قبر پسرش زیر خروارها از خاک آرمیده است فقط این را میدانم که هنوز مادرهائی هستند که چشم به راه فرزندانشان هستند و ... میگریند
اما امروز به این فکر میکنم که حداقل جهان یک قانونی دارد که مستکبران را از بین ببرد و تقاص ظلمهای وارد شده به ملت را از ظالمان بگیرد اما مملکت اسلامی ما نمی توانند به داد دانشجویان بدبختی برسد که سالهاست عقده دارند ... نه عقده اختلاط منظورم باشه هاااا نه بابا عقده یه استاد خوب عقده یه سیستم خوب آخه چقدر باید این وضع رو تحمل کنیم نمیدونم واقعا چی باید بگم شما یه حرفی بزنید
برای آخر این هفته می خوایم یه مطلب بذاریم که همه رو انگشت به دهن بذاره منتظر باشید
نوشته شده توسط هیئت تحریریه در چهارشنبه سیزدهم دی 1385